کمدی ایرانی در برزخ خنده و تفکر

در ادامه جلسات نقد و بررسی سینمای ایران و جهان که در دفتر روزنامه جام‌جم با حضور بهزاد زهرایی (مدرس و منتقد سینما)،امیر‌محمد خسروجردی(تولیدکننده مولتی‌مدیا)، نگار زهرایی (دانشجوی کارگردانی سینما)و شراره قبادی (فعال رسانه‌ای حوزه سینما) برگزار شد، کارشناسان و هنرجویان مدرسه نقد به بررسی فیلم‌های کمدی ایرانی پرداختند.

این ژانر با استفاده از طنز و شوخی، نه فقط مخاطبان را سرگرم می‌کند، بلکه می‌تواند به مسائل اجتماعی و فرهنگی نیز بپردازد. در فرهنگ ایرانی، شوخی و کمدی نقش مهمی در کاهش تنش‌های روزمره و ایجاد فضایی شاد و مفرح دارد. با این حال در سال‌های اخیر شاهد نفوذ هجو و شوخی‌های نامناسب در سینمای کمدی بوده‌ایم که گاه به ابتذال و سطحی‌نگری منجر شده است.

فیلم‌هایی مانند «فسیل»و «هتل »با وجود تفاوت‌های آشکار، توانستند با اقبال گسترده مخاطبان روبه‌رو شوند. فسیل با ترکیب طنز و نوستالژی، خاطرات گذشته را زنده کرد و با پرداختن به موضوعاتی مانند تغییرات اجتماعی و سیاسی، توجه مخاطبان را جلب کرد. از سوی دیگر هتل با تکیه بر کمدی موقعیت و شوخی‌های ساده‌لوحانه، توانست بخشی از مخاطبان عام را به خود جذب کند. هر دو فیلم، با وجود نقاط قوت و ضعف، نشان‌می دهند که سینمای کمدی ایران می‌تواند با  دستیابی به درک درست از نیازها و علایق مخاطبان به موفقیت دست یابد.این موفقیت‌ها بیانگر آن است که مخاطبان به‌دنبال ترکیبی ازسرگرمی و محتوای قابل‌تأمل هستند،هرچند گاه این محتوا سطحی و نامناسب باشد.

بهزاد زهرایی: به نام خدا. با جلسه ششم نقد و بررسی سینمای ایران و جهان در خدمت شما هستیم. امروز قصد داریم درباره سینمای کمدی به‌ویژه سینمای کمدی متأخر ایران صحبت کرده و نمونه‌هایی را بررسی کنیم که به‌عنوان کمدی‌های خوب و قابل‌قبول شناخته می‌شود. همچنین به دو نمونه متأخر اشاره خواهیم کرد که نقاط قوت وضعف خود را دارند.در ابتدا باید تأکید کنم که ژانر کمدی از الزامات سینمای هرکشوراست.درسراسرجهان هیچ کشوری رانمی‌توان یافت که فاقد ژانرکمدی باشد یامردمانش تمایلی‌به دیدن فیلم‌های کمدی نداشته باشند، چه فیلم‌های خارجی و چه تولیدات داخلی. کمدی کارکردهای متعددی دارد که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

شراره قبادی: کمدی از ابتدا یکی از پایه‌های اصلی سینما بود و با استقبال گسترده مردم مواجه شد. در دوران صامت و ناطق، این ژانر علاوه بر خنداندن، به مسائل اجتماعی می‌پرداخت و مشکلات فردی و اجتماعی را با نگاهی نو بررسی می‌کرد. فیلم‌های چارلی چاپلین نمونه‌ای از این رویکرد بودند. با ورود صدا به سینما، شوخی‌های کلامی نیز رواج یافت و کمدی به ابزاری برای فرهنگ‌سازی و نقد مسائل منفی جامعه تبدیل شد. امروزه اما کمدی‌ها کمتر این ویژگی‌ها را دارند. بیشتر کمدی‌های معاصر نه فقط فرهنگ‌سازی مثبت انجام نمی‌دهند، بلکه اغلب بدآموزی دارند و چیزهای منفی به مخاطب منتقل می‌کنند، در حالی‌که می‌توان از کمدی برای آموزش و بهبود جامعه استفاده کرد.

نگار زهرایی: ژانر کمدی ریشه در تئاتر یونان باستان دارد و حدود پنج قرن قبل از میلاد، همزمان با تراژدی‌ها اجرا می‌شد. هدف آن کاستن از سنگینی فضای تراژدی و سرگرم کردن مردم بود. کمدی‌های یونانی علاوه بر خنداندن، به مسائل اجتماعی، سیاسی و اخلاقی نیز می‌پرداختند اما در روم و بعدها در کمدی‌های «فارس»(Farce)، این ژانر صرفا برای خنداندن و بدون پیام اخلاقی یا اجتماعی اجرا می‌شد. کمدی فارس، که به «کمدی سطح پایین» معروف بود، بعدها به سینما راه یافت و به یکی از زیرژانرهای کمدی تبدیل شد. سینما پس از برادران لومیر، با ژانر کمدی رونق گرفت. فیلم‌هایی مانند «باغبان آب‌پاشی شده» که نمونه‌ای از کمدی اسلپ‌استیک بود، آغازگر این راه بودند. بعدها آثار چارلی چاپلین و دیگر بزرگان این عرصه، کمدی را به ژانری محبوب و تأثیرگذار در سینما تبدیل کرد.به نظر من یک کمدی خوب باید در لایه‌های زیرین خود پیامی را منتقل کرده، مشکلات را بیان کند و راه‌حلی ارائه دهد. البته هر کمدی بدون پیام لزوما بد نیست و می‌تواند از نظر محتوایی و سینمایی موفق باشد. متأسفانه در سینمای ایران، در دهه اخیر، کمدی‌های باکیفیت و پیام‌دار بسیار اندک بوده‌اند.

امیر‌محمد خسروجردی: سینمای کمدی ایران پس از انقلاب، به‌ویژه بعد از جنگ، وارد مرحله‌ای جدید شد و به موضوعاتی پرداخت که تا امروز مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته‌اند. فیلمفارسی برای مدتی متوقف شد اما دوباره با سرمایه‌گذاری تهیه‌کنندگان و استقبال مخاطبان احیا شد. هرچند فیلمفارسی همواره وجود داشته اما از مقطعی به بعد کمدی‌های معنادار وارد سینما شدند و به این ژانر به‌روزرسانی بخشیدند.پیش از این کمدی‌های ایرانی اغلب تقلیدی از سینمای هند بودند و داستان‌هایی سرگرم‌کننده اما فاقد ارزش‌های هنری یا محتوایی ارائه می‌دادند. این فیلم‌ها بیشتر به لودگی نزدیک می‌شدند و مخاطب صرفا برای خندیدن به تماشای آنها می‌رفت اما با اکران آثاری مانند «سن پترزبورگ»، خط جدیدی در سینمای کمدی ایجاد شد که به کمدی‌های معنادار معروف است و توانست حال و هوای تازه‌ای به این ژانر ببخشد.

انواع شوخی و کمدی در فرهنگ ایرانی

بهزاد زهرایی: به‌طور خلاصه، در فرهنگ ایرانی گونه‌هایی از شوخی و کمدی وجود دارد. نخست، طنز است؛ زمانی که مطلبی را با شوخی، مطایبه، لطیفه یا نکته‌ای ظریف بیان می‌کنیم و در آن جنبه‌های آموزشی یا انتقادی نهفته است. دوم، شوخی‌های ساده و بی‌هدف است که صرفا برای خنداندن و شادکردن مخاطب بیان می‌شود، مانند جوک‌های روزمره که بدون هیچ توهین یا بی‌ادبی مطرح می‌شوند که هجو نام دارند. سوم، هزل است که معمولا تابوشکنانه و همراه با بی‌ادبی یا بی‌شرمی بیان و موجب خنده می‌شود. باید توجه داشت که هزل نیز اگر در جای خود به‌درستی استفاده شود، می‌تواند تأثیرگذار باشد. مثل برخی ابیات مولوی که ظاهرا هزل‌گونه به نظر می‌رسند، ولی در جان خود حاوی نکات اخلاقی بسیار عمیقی هستند.

نگار زهرایی: به نظر من، فیلمسازان هستند که سلیقه مخاطب را شکل می‌دهند. اگر ما فیلم‌های خوب به مخاطب نشان دهیم، دیگر فیلم‌هایی که حاوی ابتذال، طعنه‌های جنسی یا شوخی‌های زشت هستند، مورد استقبال قرار نمی‌گیرند و مخاطب خودش آنها را پس می‌زند؛ اما وقتی در میان حجم انبوه فیلم‌های کمدی که در طول یک‌سال تولید می‌شوند، به زور یکی یا دو فیلم خوب وجود دارد، طبیعی است که مخاطب به سمت آنها کشیده می‌شود.

خسروجردی: 
پیش ازدوره‌ای که کمدی‌های معناداررونق گرفتند، آثاری مانند «لیلی با من است» و «مارمولک» توسط کارگردان‌های خاصی ساخته می‌شدند و عموم فیلمسازان توانایی ساخت چنین آثاری را نداشتند. حتی اگر ساخته می‌شدند، در میان عامه مردم چندان مورد استقبال قرار نمی‌گرفتند، یا توزیع آنها دشوار بود. از دوره اصلاحات، فیلم‌هایی با موضوعاتی مانند جنگ یا مذهب شوخی کردند، اما کمدی‌های معنادار به‌طور جدی از زمان فیلم «سن‌پترزبورگ» آغاز شدند و هرچند محدود، ادامه یافتندامروزه سهم کمدی‌های معنادار در مقایسه با کمدی‌های صرفا سرگرم‌کننده کمتر از ۳۰ درصد است. در پنج سال گذشته، از حدود صد فیلم کمدی اکران‌شده، تنها نه یا ده اثر را می‌توان کمدی‌های معنادار دانست. این آمار نشان‌دهنده ضعف در تولید کمدی‌های بامحتواست. در بسیاری از این فیلم‌ها، رقص و آواز جایگزین محتوای عمیق شده‌اند و تنها حدود ۵درصد آنها مضامین معنادار دارند.

قبادی: 
کمدی‌های امروزی با بهانه پرداختن به مسائل اجتماعی، دچار سیاه‌نمایی شده‌اند و خنده‌ای که ایجاد می‌کنند، بیشتر تلخ است تا شاد. این فیلم‌ها در نمایش مشکلات غرق شده‌اند و جنبه سرگرمی را به‌درستی رعایت نمی‌کنند. مشکل دیگر، استفاده از شوخی‌های سخیف و مبتذل است که با توجیه عامه‌پسند بودن به کار برده می‌شوند. فیلمسازان با برچسب «عامه‌پسند» سعی می‌کنند اهداف مالی خود را پنهان کنند و سینما را به پایین‌ترین سطح تنزل داده‌اند. آنها انتقادات را با این استدلال که این سلیقه مخاطب است، رد می‌کنند. اما مخاطب امروز همان کسی است که زمانی با فیلم‌های ارزشمند مانند آثار مرحوم حاتمی می‌خندید. به نظر می‌رسد رضایت از این فیلم‌ها نه از سوی عموم مردم، بلکه از طرف عده‌ای محدود به چشم می خورد که همواره طرفدار فیلم‌های مبتذل بوده‌اند. این مسأله نشان‌دهنده افت کیفیت سینمای کمدی است.

کارکردهای سینمای کمدی

بهزاد زهرایی: اکنون به کارکردهای سینمای کمدی می‌پردازیم. امروز در کشور ما، سینمای کمدی می‌تواند خانواده‌ها را در محیطی به‌جز خانه دور هم جمع و لحظاتی شاد و مفرح برای تمام سنین، از کودکان تا بزرگسالان، ایجاد کند. کودکان، نوجوانان و جوانان شاد می‌شوند و بزرگسالان نیز خستگی کار و فشارزندگی روزمره راازخود دورمی‌کنند. اگریک فیلم کمدی بتوانداین نقش را به‌درستی ایفا کند، رسالت خود را انجام داده است. لازم نیست هر فیلم کمدی حتما پیام‌دار باشد، راهکار ارائه دهد یا به مشکلات اجتماعی بپردازد. این انتظار که سینما باید حتما به مسائل جدی بپردازد، از عوارض معیوبی است که در سال‌های اخیر به سینما تحمیل شده است. سینما در اصل یک صنعت ــ هنر است که سرگرمی‌ ازارکان اصلی آن است، اما سرگرمی سالم و در چارچوب فرهنگ جامعه.

خسروجردی:
 در پنج سال اخیر، فیلم‌هایی مانند چپ و راست، پالتو شتری، جوجه‌تیغی، تمساح خونی، آریاشهر دو نفر، ملاقات با جادوگر و صبحانه با زرافه‌ها توانسته‌اند کمدی‌های معنادار ارائه دهند. هرچند تعداد این آثار محدود است، اما حضور آنها در سینمای کمدی ایران امیدوارکننده به نظر می‌رسد. پیش از این نیز آثاری مانند مارموز ومسخره‌باز با خط داستانی مستقل و نگاه جدید، ظرفیت سینمای کمدی ایران را برای تولید آثار عمیق نشان دادند.بااین‌حال، در مقابل این تعداد محدود، حجم زیادی از کمدی‌های سطحی وجود دارد که روزبه‌روز در حال افزایش است. این روند نیاز به کنترل و نظارت دارد. از سوی دیگر، مخاطب به‌دلیل دغدغه‌های روزمره، بیشتر به‌دنبال فرار از مشکلات و خندیدن است و کمتر به دنبال فیلم‌های عمیق می‌رود. حتی در برخی فیلم‌هایی که به رقص و آواز توجه شده، خط داستانی خاصی وجود دارد که آنها را متمایز می‌کند.

قبادی: 
معتقدم برخی از فیلم‌های کمدی امروزی، از نظر محتوا و کیفیت، کمتر از فیلمفارسی‌های دوران شاه نیستند. در واقع، این فیلم‌ها ادامه همان فیلمفارسی‌ها هستند، فقط برخی عناصر قدیمی را حذف کرده‌اند. مثلا صحنه‌های رقص هنوز وجود دارند، با این تفاوت که اگر قبلا فقط مردان می‌رقصیدند، امروز زنان نیز حرکات ریزی انجام می‌دهند.
نکته دیگر درباره ژانر کمدی این است که این ژانر با داشتن طیف گسترده مخاطبان، از کودک هفت‌ساله بگیر تا پیرمرد هفتاد‌ساله، می‌تواند برای همه اعضای خانواده فرهنگ‌سازی کند. این ژانر محدودیت سنی ندارد و این یک مزیت بزرگ است. از این طریق، می‌توانیم سبک زندگی اسلامی و ایرانی را به خانواده‌ها نشان دهیم. همچنین، می‌توانیم پیام‌های منفی‌ای را که می‌خواهیم از جامعه حذف کنیم، به راحتی از طریق فیلم به تمام اعضای خانواده انتقال دهیم، بدون نیاز به رده‌بندی سنی. این یکی از ویژگی‌های مثبت ژانر کمدی است.

نگار زهرایی:
 سینمای کمدی کارکردهای متنوع و مهمی در جامعه دارد. همان‌طور که آقای زهرایی گفتند این ژانر می‌تواند خانواده‌ها را دور هم جمع کند و لحظاتی شاد و مفرح برای تمام سنین، از کودکان تا بزرگسالان ایجاد کند. کودکان و نوجوانان از شوخی‌ها لذت می‌برند، در حالی که بزرگسالان از فشارهای زندگی روزمره فاصله می‌گیرند. کمدی می‌تواند به عنوان ابزاری برای فرهنگ‌سازی عمل کند و ارزش‌های اجتماعی، اخلاقی و حتی سبک زندگی سالم را به مخاطبان انتقال دهد، یا باید بدهد. با بیان طنز و شوخی‌های هوشمندانه، می‌توان مسائل پیچیده را به‌شکلی ساده و قابل درک بیان کرد. گاهی یک شعر، یک لطیفه و یا یک فیلم طنز، کار ده‌ها کتاب و یا ساعت‌ها‌ سخنرانی را انجام می‌دهد. علاوه بر این، کمدی می‌تواند به نقد اجتماعی بپردازد و مشکلات جامعه را با زبانی طنزآمیز و غیرمستقیم مطرح کند. این رویکرد باعث می‌شود مخاطبان بدون احساس فشار، با موضوعات جدی درگیر شوند. در نهایت، کمدی درست با ایجاد فضایی شاد و سرگرم‌کننده، به کاهش استرس و بهبود روحیه افراد جامعه در هر سنی کمک می‌کند و نقش مهمی در سلامت روانی جامعه ایفا می‌کند.

نفوذ هزل و شوخی‌های نامناسب به سینمای کمدی

بهزاد زهرایی: متأسفانه امروز شاهد نفوذ هزل و شوخی‌های نامناسب به سینمای کمدی هستیم. شوخی‌های جنسی، تابوشکنی‌های بی‌رویه و بی‌ادبی‌هایی که حتی ممکن است یک زن و شوهر از بیان آنها شرم کنند، در برخی فیلم‌ها به نمایش درمی‌آید. برای مقابله با این مشکل، نیاز به نظارت بیشتر بر تولید فیلم‌های کمدی با هدف تضمین محتوای سالم و هوشمندانه است. سینمای کمدی می‌تواند با حفظ جنبه‌های سرگرمی، به انتقال پیام‌های مثبت و فرهنگ‌سازی بپردازد و جایگاه واقعی خود را به عنوان یک رسانه تأثیرگذار بازیابی کند. این در حالی است که مخاطبان از سنین مختلف، از نوجوانان تا بزرگسالان، به این فیلم‌ها می‌خندند و هیچ رده سنی هم برای این فیلم‌ها در نظر گرفته نمی‌شود. این مسأله آسیب‌زاست و می‌تواند تأثیرات منفی بر فرهنگ جامعه بگذارد. در ادامه به نمونه‌های قدیمی‌تر اشاره خواهیم کرد.

قبادی: متأسفانه کمدی کشور ما آن‌قدر درگیر ابتذال، سطحی‌نگری، تمرکز بر مادیات، شوخی‌های اینستاگرامی و محتوای جنسی شده است که دیگر به مسئولیت هنری خود، یعنی تأثیرگذاری مثبت بر جامعه، توجهی نمی‌کند. تنها به فروش و منافع مادی فکر می‌کند و برای هنر خود ارزشی قائل نیست. به همین دلیل، این توجیه را مطرح می‌کند که مردم چنین آثاری را می‌پسندند. در حالی که اگر فیلم‌های خوب ارائه شوند، قطعا مردم آنها را انتخاب خواهند کرد.

نگار زهرایی: متأسفانه همانطور که آقای زهرایی فرمودند  امروزه شاهد نفوذ هزل و شوخی‌های نامناسب در سینمای کمدی هستیم که تأثیرات منفی بر فرهنگ و جامعه می‌گذارد و این هتاکی‌ها حتی در ادبیات روزمره مردم ما هم رسوخ کرده که برای کشوری با سابقه ادبی و فرهنگی ما جای تاسف دارد. بسیاری از فیلم‌های کمدی به جای استفاده از طنز هوشمندانه و مبتنی بر موقعیت‌های خلاقانه، به شوخی‌های جنسی، تابوشکنی‌های بی‌رویه و دیالوگ‌های بی‌ادبانه روی آورده‌اند. این نوع شوخی‌ها نه‌تنها ارزش هنری ندارند، بلکه ممکن است حتی برای بزرگسالان نیز ناخوشایند و شرم‌آور باشند. با این حال، این فیلم‌ها مورد استقبال برخی مخاطبان قرار می‌گیرند و به‌راحتی در دسترس تمام سنین، از نوجوانان تا بزرگسالان هستند.این روند آسیب‌زاست، زیرا به‌جای تقویت ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی، به ترویج رفتارها و گفتارهای نامناسب دامن می‌زند. کودکان و نوجوانان که در مرحله شکل‌گیری شخصیت هستند، ممکن است این شوخی‌ها را الگو قرار دهند و در نتیجه، رفتارهای نادرست در جامعه گسترش یابد. از سوی دیگر، این نوع کمدی‌ها مسئولیت هنری سینما را نادیده می‌گیرند و تنها به دنبال جذب مخاطب و فروش بیشتر هستند.

خسروجردی: با افزایش تعداد فیلم‌های کمدی و عادی‌شدن آن‌ها، سینمای ما در این ژانر دچار فقر و توقف جدی شد. فیلم‌ها به‌حدی از رقص، آواز و اتفاقات پیش‌پاافتاده پر شدند که جایی برای خلاقیت و موضوعات عمیق باقی نماند. این مسخره‌بازی‌ها و لودگی‌ها کیفیت کمدی را تنزل دادند. از آنجا که کمدی‌های خوب نادر شدند، فیلم‌های دیگر ژانرها مانند اجتماعی و درام نیز با استقبال کمتری مواجه شدند، زیرا کمدی همیشه پرفروش‌تر بوده است.با رشد شبکه‌های مجازی و اینترنت، افراد بدون محدودیت شروع به تولید محتوای کمدی کردند و این محتواها به سمت ابتذال کشیده شد. برای جذب مخاطب به سینما، فیلم‌ها شبیه به محتوای وایرال شبکه‌های اجتماعی شدند. در حالی که مخاطبان می‌توانند ساعت‌ها محتوای کمدی بدون محدودیت تماشا کنند، فیلم‌های کمدی ما دچار تنزل کیفیت شدند. فیلم‌های خوب یا بایکوت می‌شوند یا با استقبال کمی مواجه می‌گردند. در مقابل، کمدی‌های جنسی و وایرال جای خود را باز کرده‌اند و فیلم‌هایی با سبک خاص و پیام تازه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

چرا فسیل و هتل با اقبال مخاطب روبه‌رو شدند؟

بهزاد زهرایی: به‌عنوان معلم سینما عرض می‌کنم، یکی ازوظایف معلمان،تبیین هنر سینما و آشنایی صحیح مردم با این هنر است. در جامعه ما، یک نگاه روشنفکرانه وجود داردکه باعث می‌شود برخی ازترس قضاوت دیگران،نتوانند بگویند فیلم کمدی خوب است یا آن را در سطح پایینی می‌دانند. در نزد این نحله در گذشته فیلمسازانی مانند تارکوفسکی، برگمان، گدار و امروزه لانتیموس و فون‌تریه و دیگرانی به‌عنوان سینماگر مهم هنری و الگو مطرح بوده‌اند اما باید پذیرفت که کمدی نیز می‌تواند ارزش هنری داشته باشد. من خودم فیلم فسیل را شش بار دیدم: چهار بار به تنهایی، یک بار با شاگردان کلاس بازیگری و یک بار با شاگردان کلاس فیلمنامه‌نویسی. این فیلم مرا شگفت‌زده کرد، زیرامعمولا فیلم‌های کمدی را در سطح پایینی ازکیفیت می‌دیدم. باید اذعان کنم که باراول به دعوت و اصرار یکی ازدوستان به سینما رفتم اما تیتراژ فیلم مراجذب کرد.طراحی آن الهام‌گرفته ازمجلات موسیقی قدیمی بود وبه‌خوبی اجرا شده بود. پلان افتتاحیه، فرمت ۱۶میلی‌متری، دکور وگریم همه به‌درستی انجام شده بودند. فیلمنامه نیز زنجیره‌ای منسجم از توالی حوادث داشت که با فواصل مناسب پیش می‌رفت و مخاطب را خسته یا اذیت نمی‌کرد. در ژانر کمدی، ما با تیپ‌ها سر‌و‌کار داریم، نه شخصیت‌های عمیق، و این فیلم تیپ‌ها را به‌خوبی چیده و عرضه می‌کرد. دوستان به چندپاره بودن احتمالی فیلم اشاره کردند اما من این را نقطه قوت می‌دانم. فیلم از المان‌های آشنا برای مخاطبان مختلف استفاده می‌کند و با حفظ یکپارچگی، آنها را در قالب کمدی ارائه می‌دهد. سوژه فیلم نیز بدیع است؛ یک هنرمند که دریک رژیم به کما می‌رودوسال‌ها بعد درحکومتی جدید ازکما بیرون می‌آید.این سوژه جذاب و داغ است و در انتها به شکلی هوشمندانه داستان دوباره لوپ می‌شود. فسیل یک کمدی موفق است که بدون افتادن به دام تابوشکنی یا شوخی‌های سخیف، مخاطب را می‌خنداند. عناصر سینمایی مانند ریتم تدوین، حرکت دوربین، دکوپاژ، بازی بازیگران، موسیقی، رنگ و نور همه به درستی کار می‌کنند. این فیلم نشان می‌دهد که کمدی می‌تواند هم سرگرم‌کننده باشد و هم از نظر هنری ارزشمند.

نگار زهرایی: به نظر من، در میان کمدی‌های امروزی که اغلب با مشکلاتی همراه هستند، فسیل فیلم خوبی است؛ هرچند به پای کمدی‌های قدیمی نمی‌رسد اما نکات مثبتی دارد. تیتراژ فیلم با فضای کلی هماهنگ و گرافیک آن به‌خوبی طراحی شده است. داستان جذاب است و مخاطب را تا انتها همراهی می‌کند. اگرچه برخی صحنه‌های خنده‌دار نیمه‌تمام به نظر می‌رسند اما فیلم از شوخی‌های مبتذل یا دیالوگ‌های نامناسب پرهیز کرده و کمدی‌های لحظه‌ای آن واقعا خنده‌دار هستند.با این حال، فیلم در برخی صحنه‌ها به نقد حکومت پهلوی می‌پردازد و در صحنه‌های دیگر، با استفاده از نمادهایی مانند هلی‌شات‌های میدان آزادی، طعنه می‌زند. در بخش‌های مربوط به دوران پس از انقلاب نیز همین رویکرد ادامه دارد. این عدم قطعیت در موضع فیلمساز مشکل‌ساز است‌؛ مشخص نیست که آیا قصد نقد دارد یا می‌خواهد به سیستم موجود ارزش دهد یا از آن انتقاد کند. درواقع وسط بازی می‌کند و یکی به نعل می‌زند و یکی به میخ این ابهام تا انتهای فیلم ادامه دارد و هدف نهایی کارگردان یا شیطنتش نامشخص باقی می‌ماند.

خسروجردی:
 فسیل را می‌توان یک جرقه و شانس در سینمای ایران دانست‌؛ اتفاقی غیرمنتظره که حتی تصورش را نمی‌کردیم. برخی معتقدند از ابتدا مشخص بود که این فیلم پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران خواهد شد اما به نظر من این‌طور نبود. فسیل شبیه فیلمفارسی است، اما در واقع فیلمفارسی نیست. این فیلم با ترکیب طنز و ارجاعات هوشمندانه، دانه‌های کاشته‌شده در طنز را به‌خوبی نشان می‌دهد. همان‌طور که دوستان اشاره کردند، فیلم به حکومت‌های گذشته می‌پردازد و موضوعاتی مربوط به گذشته را مطرح می‌کند. فیلم‌هایی مانند نهنگ عنبر، فسیل و مطرب همگی به گذشته اشاره دارند اما چرا مردم با یادآوری خاطرات گذشته به سینما کشیده می‌شوند؟ فسیل از این موضوع به‌خوبی استفاده کرده است. اشارات فیلم نیز جالب توجه است. شعری که در مدح شاه خوانده می‌شود و شعری که علیه او سروده می‌شود، بیننده را در ابهام قرار می‌دهد. مشخص نیست فیلمساز دقیقا چه موضعی دارد‌؛ آیا طرفدار نظام گذشته است یا به آن انتقاد می‌کند؟ حتی اشاراتی به نمادهای کمونیستی مانند داس و چکش نیز در فیلم دیده می‌شود. یکی از دلایل اصلی فروش فسیل، امکان  همذات‌پنداری شدید برای نسل‌های ۴۰ و ۵۰ بود.

X