سیدعلی ماه – هنرجوی مدرسه نقد جامجم
«رها» محصول سال ۱۴۰۳ به کارگردانی حسام فرهمند و تهیهکنندگی سعید خانی است.همچنین مرضیه برومند نیز بهعنوان مشاور کارگردان در این فیلم حضور دارد.
گروه بازیگران آن عبارتند از: شهاب حسینی، غزل شاکری، ضحا اسماعیلی، آرمان میرزایی،محمدرضا سامیان،محمد اشکانفر، هادی افتخارزاده،ماهنی مهرپرور،سپیده پهلوانزاده وبردیا دیانت.شایدبتوان گفت که این فیلم یکی ازبهترینهادرزمینه فیلمنامهنویسی و کارگردانی است. هر چه سعی کردم که قبول کنم این فیلم واقعیت ندارد، بازهم مرابه خود کشیدوبا تکتک پلانها و سکانسهایش زندگی کردم. بهجرأت میتوانم بگویم که گاهی نفس در سینهام حبس میشد و خودم را جای اعضای خانواده میدیدم. زمانی که فیلم به پایان رسید، متوجه شدم که به چه زیبایی توانسته است با تداوم روایت، کاتهای مناسب و ریتمی دلنشین ما را همراه کند. میتوان اذعان کرد که از لحاظ فرم، این فیلم به شعور مخاطب احترام گذاشته و دردنیای کلاسیک، ستودنی است.و جالب اینجاست که چه مخاطب داستان را دوست داشته باشد وچه نداشته باشد، نمیتواند فیلم را نادیده بگیرد وازآن چشم بردارد. بازی شهاب حسینی قابل قبول و شاید درنگاه اول تکراری به نظربرسد، اما ریزهکاریهایی که او به کارمیبرد، این نقش را متمایز و او را به یکی از کاندیداهای سیمرغ تبدیل میکند.حسینی با این نقش و بازی زیبا توانست در کنار فیلمنامه درست و کارگردانی دقیق، بخشی از این پازل را برای یکی از بهترین فیلمهای جشنواره تشکیل دهد. داستانی که شاید از ابتدا به سرگشتگی زندگی طعنه میزند، بهتدریج ما را به جریانی میبرد که روایتگر قصه پدر ومادری است که با ایجاد مشکلاتشان درخانواده و آزار دادن ذهن فرزندان، تنشهایی ایجاد میکنند. این تنشها فرزندان را در برابر تصمیمات مهم و حساس زندگی، بدون سلاح عقلانیت قرار میدهد و در بزنگاهها، با انتخابهای نابخردانه، خود و خانواده را به مسیری بیبازگشت میکشاند. این فیلم در ژانر درام اجتماعی، توانسته است کارکردی موعظهگونه در لایههای پنهان خود داشته باشد و به مخاطب آگاهی بخشد.شروعی نادرست، پدری که از پذیرش مسئولیت اشتباهات گذشتهاش طفره میرود و نمیخواهد برای جبران آنها اقدام کند. درکنار او، مادری و همسری که با درگیریها و تکهپرانیهایش، پدر را در مقابل چشمان فرزندانشان به چالش میکشد و این فرزندان را مجبور به جبران کمکاری والدین میکند. در این میان، فشارهای مالی و بحرانهایی که یکی پس از دیگری بر این خانواده وارد میشود، به بروز یک بیماری روانی پنهان منجر میشود که ریشه در گذشته دارد و درنهایت ما را در بهت و حیرت عمیقی فرومیبرد. این فیلم زنگ خطری است که به ما یادآوری میکند چگونه یک خانواده بهسادگی میتواند از مسیر خود خارج شده و تمام تلاشهایش را بیثمر سازد. این روایت، داستان زندگی بسیاری از افرادی است که امروز در کنار هم زندگی میکنند. امید است با دیدن این فیلم، بتوانیم بهراحتی و با کمی تأمل، تمام روابط خانوادگی که ممکن است تهدیدی باشند را به فرصتی برای زندگی مشترک و همبستگی تبدیل کنیم.