لیلا محسنی – هنرجوی مدرسه نقد جامجم
«رها» اولین ساخته حسام فرهمند در ژانر ملودرام اجتماعی در سال ۱۴۰۳ تولید شده است. این فیلم داستان مردی به نام «توحید» با بازی شهاب حسینی را روایت میکند که به همراه همسر و دو فرزندش، رها و سهیل، در شرایطی متوسط زندگی میکند.
دزدیدهشدن لپتاپ رها و تلاش برای تهیه لپتاپ جدید، دردسرها و ماجراهای تازهای را بهوجود میآورد که معادلات زندگی توحید را برهم میزند. توحید که در گذشته شاهد خودکشی یک دختر جوان در محل کارش بوده، بهدلیل آسیب روحی ناشی از آن نتوانسته به شغل قبلیاش بازگردد. برای تأمین مخارج خانوادهاش، او به جمعآوری و تعمیر وسایل دورریختنی و دستدوم روی آورده است. این شغل جدید نهتنها با مشکلات اقتصادی همراه است، بلکه تأثیر عمیقی بر روابط خانوادگیاش نیز گذاشته است. رها به کارگردانی حسام فرهمند و با حمایت و تهیهکنندگی سعید خانی تولید شده و مرضیه برومند نیز بهعنوان مشاور کارگردان در این پروژه همکاری داشته است. این فیلم ترکیبی از یک درام اجتماعی با نگاهی انتقادی به مسائل طبقه متوسط جامعه است و از همان ابتدا با کارگردانی دقیق و فیلمنامهای قوی توانسته نظر منتقدان و تماشاگران را جلب کند. فرهمند بهنوعی از درونمایه شاهکار روبرتو روسلینی «دزد دوچرخه» (۱۹۴۸) الهام گرفته و لپتاپ راجایگزین دوچرخه کرده که هردو وسیلهای برای امرارمعاش قهرمانها به حساب میآیند. به لحاظ کارگردانی، رها فیلم قابل دفاعی است؛ قاببندیها و ریتم بهدرستی انتخاب شدهاند و در القای حس تنهایی و نداشتن حامی در شرایط ناخواسته، بهخوبی عمل کردهاند. همچنین عناصر دیگری همچون موسیقی فردین خلعتبری وطراحی صحنه رسول علیزاده کاملا در خدمت کار بوده و به پیشبرد داستان کمک شایانی کردهاند.شهاب حسینی انتخاب درستی برای نقش توحید بوده که بیتجربگی ونداریاش را به بهترین شکل به نمایش گذاشته و در برونریزی عاطفیاش نیز از قالب فیلم بیرون نزده است. از دیگر نقاط قوت این اثر، فیلمنامه منسجم آن است که با حذف عمدی دوسکانس، گمانهزنیهایی برای مخاطب ایجاد میکند تا در طول فیلم و نیمه پایانی آن، افقهای دیگری از حقیقت را برای بیننده آشکار سازد. در پایان، فضاسازی آشنا و پرداخت بهموقع رویدادها، خلایی در ذهن مخاطب باقی نمیگذارد و پلانهای تکاندهنده فیلم، در ناخودآگاه بیننده تهنشین میشود.رها،نامزدی درچندین رشته ازجمله بازیگری نقش اول مرد و زن، طراحی صحنه، کارگردانی وتدوین رابهدستآورده و درنهایت سیمرغ بلورین جشنواره به سعید خانی، تهیهکننده این اثر تعلق گرفت. با وجود نقاط قوت و ضعف این فیلم،یک نکته کاملا مشهود است:توحید، پدر خانواده، در برخی مواقع فردی بیمسئولیت و بیفکر به تصویر کشیده میشود که توسط مادر خانواده و فرزندانش مورد سرزنش قرار میگیرد. این مدل شکستن پدر در خانواده، بهنوعی قبحشکنی از نام پدر است که متأسفانه در سالهای اخیر، محتوای غالب اکثر فیلمهای اجتماعی شده است. در شرایط کنونی جامعه که وضعیت معیشت و مسکن به مشکل اصلی خانوادهها بدل شده، آیا پدران و مادرانی که عزتمندانه در راه تأمین معاش خانواده تلاش میکنند، شایسته توجه بیشتری نیستند؟ آیا جایی برای اینگونه سوژهها در سینمای ایران خالی نیست؟